یادداشت غیر انتخاباتی

 

این روزها داریم کوچولویمان را از لاستیکی می گیریم و چه مراسمی است برای خودش ؛ این دستشویی رفتن .

تازه بعد از این که جناب کارشان تمام شد باید یکی یکی همه بیایند و به او آفرین بگویند .

صدا می زند مامان ! و مامان باید بگوید  آفرین . آفرین به دختر گلم.

بعد می گوید بابا ! بابا هم باید بگوید آفرین آفرین

بعد احمد را صدا می زند و احمد هم باید آفرین بگوید.

بعد نوبت جوجو و زرّافه و خرسو خانم و ... می شود که صف بکشند برای تشویق و تمجید از کار ایشون ...

و انگار که این داستان در زندگی انسان هیچ وقت تمام شدنی نیست.

این داستان که ما دوست داریم همیشه و همه آثار ما را ببینند و آفرین بگویند

 و هیچ وقت فکر نمی کنیم که شاید این آثار ...

اصلا هر کاری که ما بکنیم کار خوبی است.

 

______________________

  از یادداشت های سال ۱۳۸۸

/ 0 نظر / 40 بازدید