إرحَم مَن رأس ماله الّرجا...

پ.ن:

یک. اواخر سال گذشته به خاطر مشغله هایم  که واقعاً امکان رسیدگی به اینجا را به صفر رسانده بود تصمیم گرفتم اینجا را تبدیل به یک وبلاگ گروهی کنم. با یکی از وبلاگ نویس های خوب و فعال هم مشورت کردم و قرار شد زحمت گروهی کردن وبلاگ را به ایشان بدهم... نزدیک های سال نو تغییراتی در مشغله هایم ایجاد شد و من مدیریت یک سایت تخصصی و شبکه ی اجتماعی راکه تمام وقتم را در فضای مجازی پرمی کرد؛ واگذار کردم و مثل سابق فرصت بهتری برای رسیدگی به وبلاگ های شخصی ام پیدا کردم.

از ابتدای سال هم تصمیم گرفتم که اینجا حضور بهتری داشته باشم و برنامه ی گروهی شدن وبلاگ منتفی شد. حالا یکی دو ماه است که برگشته ام به کار سابق و همان مشغله ها دوباره شروع شده اند... نمی دانم که باید برای اینجا تصمیم جدیدی بگیرم یا همین طور کج دار و مریز پیش بروم...

دو. درباره ی لزوم آموزش غیر مستقیم مفاهیم دینی به کودکان زیاد خوانده ام و شنیده ام اما هنوز علت منطقی آن برایم مشخص و قابل درک نیست... از بحث و گفتگو در این زمینه و در همین مکان استقبال می کنم....

سه. ...

چهار: نرگس: انقد بدم میاد از این زَنای توی تلفناااا...

(منظورش مشترک مورد نظر و ایناست...)

پنج: من معنای کج دار و مریز را نمی دانستم. ممنون از بزرگواری که هم غلط املایی ام را تذکر داد و هم معنایش را توضیح داد: "کج دار و مریز" درست است. کج نگه دار ولی طوری سپری کن که نریزد.

/ 0 نظر / 51 بازدید