محافظ کوچولوی ایمان...

به مادرش می گه دارن اذان می گن. بابا چرا خوابیده؟

مادرش می گه آخه بابا سرش درد می کنه.

می گه زود باش بابا رو بیدار کن نمازشو بخونه

الآن ایمان بابام خراب می شه ها...

 

..................

  از یادداشت های سال ۱۳۸۸

/ 0 نظر / 37 بازدید