کودکان کار:)

ی نوشت:

1.پی نوشت را هیچ موقع دوست نداشتم...خب چه کاری است؟ آدم حرفش را می زند و تمام می کند... الان هم دوست ندارم... چون در حق مطلب اصلی ظلم می شود و آن را تحت الشعاع قرار می دهد... توی دو تا پست قبل که تقریبا برای اولین بار پی نوشت را جدی گرفتم فکرش را هم نمی کردم که اصلا مطلب اصلی نادیده گرفته بشود و اکثر قریب به اتفاق واکنش ها و نظرات حول محور پی نوشت ها باشد... الان هم از بابت گله گذاری دارم پی نوشت می نویسم و  گرنه... هیچی...

2. به نظرم لوس شدن بچه ها در سنین پایین فی نفسه چیز بدی نیست و این خیلی ظالمانه است که ما از ترس لوس شدن، بچه ها را از محبت خودمان محروم می کنیم... فکر می کنم بچه هایی که به خاطر لوس بودن تحقیر و سرکوب می شوند در واقع مهارت ابراز نیاز به محبت را از دست می دهند...

3. دو تا بازی توی خانه ی ما رواج دارد که خود بچه ها برایش اسم گذاشته اند

اولی اسمش " جنگِ دوستی" است... بازی به این شکل است که بچه ها با هم جنگ می کنند اما با هم دوست هستند... به همین سادگی...

دومی اسمش "یَ" بازی است...  یک جور قایم باشک است منتها چشم گذاشتن ندارد...یک نفر (ترجیحا پدر یا مادر)دنبال بقیه می کند و مرتب گوشه و کنار خانه قایم می شود و با فریاد بلند "یَ" بچه ها را غافلگیر می کند... البته شاید لازم باشد که قبل از بازی همسایه ها یا صاحب خانه در جریان قرار بگیرند...

4. جمله ی نیمه تبلیغاتی:

(برای همسرانی که می گویند ما خودمان هنوز بچه ایم):

آدم تا خودش هنوز بچه است باید بچه دار شود...

5. یک سری فلش کارت دیدم که توی هر کدام از آن ها یک نکته ی کاربردی در تربیت فرزند همراه با نقاشی بود... تعریف این فلش کارت ها را زیاد شنیده بودم و مشتاق شدم که تهیه کنم.... نکات تربیتی کارت ها را که مرور می کردم مدام یاد  دست آموز کردن حیوانات خانگی می افتادم... از خانم پرسیدم شما هم همین حس را داری؟ ایشان هم تأیید فرمودند...

بنده که سواد درست و حسابی ندارم اما فکر می کنم حداقلش این باشد که آدم بد نیست از تربیت یک هدفی هم داشته باشد... یعنی به این فکر کند برای چی دارم تربیت می کنم... یا می خواهم تربیت کنم که چه بشود...بچه ام به کجا برسد؟و...

6. یادآوری پی نوشت شماره ی یک.

/ 0 نظر / 27 بازدید